روزنامه شرق:http://www.sharghnewspaper.com/840125/html/end.htm
روزنامه همشهری:
http://www.hamshahri.net/hamnews/1384/840125/news/akhar.htm#s14721
زبان بين المللي و سرنوشت اسپرانتو
امروز سالگرد در گذشت دكتر «لودويگ لازاروس زامنهوف» مبتكر زبان جهاني «اسپرانتو» است كه واژه هاي آن از بسياري زبان هاي رايج گرفته شده است و به اين مناسبت رسانه ها به انتشار گزارش هاي مشروح در مورد او دست زده اند. وي ۱۴ آوريل سال ۱۹۱۷ در گذشت. زامنهوف عقيده داشت كه وجود زبان هاي متعدد در جهان باعث جدايي مردم از هم، بروز اختلاف ها و جنگ ها مي شود. او تأكيد بر اين داشت كه اگر يك زبان (ولو به صورت زبان دوم و يا زبان رسانه ها به ويژه كتاب) ميان مردم در سراسر جهان مشترك باشد، به دليل بسط تفاهم و تبادل انديشه، دانش، هنر و اطلاعات، بسياري از مسائل به وجود نمي آيد و انسان ها موفق خواهند شد از ميراث مشترك كه همانا تجربه گذشتگان (تاريخ) است و نيز احساس و عواطف يكديگر آگاه شوند و درد و شادي هم را درك كنند و عقايد به جاي منطقه اي محدود در همه جهان انتشار يابد و مشكلات حل شود. به باور زامنهوف، وجود يك زبان واحد جهاني در كنار زبان مادري، مردم را در گوشه و كنار جهان به هم مربوط مي كند، رسوم يكنواخت و فرهنگ غني مي شود و مسائل ناشي از تفاوت و اختلاف فرهنگ ها از ميان مي رود. وي گفته است كه زبان اسپرانتو را به اين دليل به وجود آورد كه ساده تر از همه زبان ها است و فراگيري آن زحمت زياد ندارد. زامنهوف كه يك پزشك بود ۱۵ دسامبر سال ۱۸۵۹ در شهر بياليستوك لهستان كه در آن زمان در قلمرو روسيه بود به دنيا آمده بود. چهار گروه مختلف الزبان و با فرهنگ هاي متفاوت در اين شهر زندگي مي كردند كه به همين سبب با هم تفاهم نداشتند و در نزاع و كشمكش دائمي بودند. اين چهار گروه عبارت بودند از: روس ها، لهستاني ها، آلماني ها (ژرمن ها) و يهوديان. زامنهوف از نوجواني از اين وضعيت در رنج بود. بعداً از اين اختلاف پي به اختلافات ملل و كشورها برد و راه حل را وجود يك زبان دوم بين المللي يافت و به ساختن اين زبان همت گماشت. وي كه در دانشگاه هاي مسكو، ورشو و برلن تحصيل كرده بود زبان انگليسي، لاتين و يوناني را هم فراگرفت و به ساختن زبان بين المللي اسپرانتو سرگرم شد. او ساده ترين گرامر (دستور زبان) را براي اسپرانتو تدوين كرد و واژه هايي انتخاب كرد كه با پسوند و پيشوندها و افزودن ريشه كلمات بشود با هر واژه ده ها كلمه ساخت و ياد گرفتن اين زبان و به كار بردن آن را آسان كرد. زامنهوف در كتابي كه در سال ۱۸۸۷ تحت عنوان «لينگوو انترناسيا» منتشر ساخت، نوشته است كه اطمينان مي دهد اگر اسپرانتو جهاني شود عدم تفاهم، نفرت و تبعيض از جهان رخت برخواهد بست و همزيستي مسالمت آميز و صلح پايدار برقرار خواهد شد و بشر با استفاده از بهترين استعدادها به پيروزي هاي بزرگ و سعادت و رفاه دست خواهد يافت. زامنهوف نوشته است كه زبان دوم مشترك باعث گسترش ارتباط طبيعي انسانها و دوستي و وفاق خواهد شد. وي تحقّق اين آرزو را تشكيل جنبش هاي ترويج اسپرانتو و حمايت دولت ها از آن ذكر كرده است. به اظهار بسياري از جامعه شناسان، در آغاز كار توجه به زبان اسپرانتو زياد بود، در بيشتر كشور ها در آموزشگاه هاي غير دولتي آن را تدريس مي كردند و زماني بيش از پنج ميليون نفر آن را مي دانستند ولي انگليسي زبان ها كه سعي داشته اند زبان و در نتيجه فرهنگ و روش زندگاني خودشان جهاني شود به اسپرانتو پشت كردند و ديگران هم نسبت به آن بي اعتنا شدند و امروز بسياري هستند كه حتي نام اين زبان و زحمتي را كه براي ساخت آن كشيده شد نشنيده اند.