چند دلیل مبنی بر خطرناک بودن اسپرانتیستها و پرهیز از آنها
اسپرانتیستها اصولا موجودات خطرناکی هستند و اینجا چند دلیل آن را برمیشمارم:
1- اسپرانتیستها خودخواه هستند چرا که خود را با دیگران برابر میشمارند! به نظر آنها هیچ زبانی بر زبان دیگری برتری ندارد و همهی زبانهای و گویشوران بدان زبانها از حقوق یکسانی برخوردار هستند.
2- اسپرانتیستها کینهورز نیستند و با دیگران به تعامل و دوستی میپردازند. آنها ضد جنگ و خشونت هستند و ادبیات آنها مملو از ستایشهای بیپایان دربارهی صلح و دوستی بینالملل هست.
3- اسپرانتیستها مشکوک هستند آنهم از نوع شدید! تصور کنید یک ترک، ارمنی، روس، آلمانی، چینی، ژاپنیٍ، انگلیسی، برزیلی، لهستانی، فرانسوی، آفریقایی، هندی، ایرانی، عرب، اسپانیایی و ... همه به یک زبان مشترک با یکدیگر حرف میزنند و اصلا هم احساس ناخوشایندی در برقراری ارتباط با همدیگر ندارند و همهی آنها در برقرای ارتباط با همدیگر احساس برابری میکنند. آیا این به خودی خود مشکوک نیست و ما را به فکر نمیاندازد که کاسهای زیر نیم کاسه هست؟
4- اسپرانتیستها از مضرات بارز اقتصاد بینالملل هستند. آنها خیلی زیاد، آسان و ارزان مسافرت میکنند. به جای استفاده از هتلهای گرانقیمت از سرویسی که ویژهی خودشان هست استفاده میکنند یعنی به جای هتل به کسانی مراجعه میکنند که بدون دریافت وجهی آنها را منزل خود داوطلبانه پذیرایی میکنند و به آنها جا می دهند.
5- یکی دیگر از دلایل مضر اقتصادی بودن اسپرانتودانها اینست که در کمترین زمان ممکن و با حداقل هزینهها که بیشتر به شوخی میماند آنها زبان اسپرانتو را فرا میگیرند که این از نظر اقتصادی برای صاحبان صنعت عظیم آموزش زبانهای خارجی یک آفت بزرگ و خطری هولناک تلقی میشود. تصور کنید با خیلی کمتر از یک صدم هزینههای جاری بتوان یک زبان را در حداقل زمان یاد گرفت در این صورت زمان و پولی که میبایستی در آموزشگاههای زبان تلف میشد به سمت و سوی دیگری خواهد رفت... .
6- آنها سانسور را به ریشخند میگیرند و این قابل تحمل نیست! تصور کنید چقدر انرژی و هزینه در خیلی از کشورها صرف میشود تا مواد پاکیزهی فرهنگی به دست عامهی مردم برسد اما در دنیای اسپرانتو که آزاد است سانسوری وجود ندارد و این یعنی فاجعه.
7- اسپرانتیستها عموما بیغیرت و دیگرپذیرند! خیلی دیده میشود که یک مسلمان با یک هندو یا بودایی و یا شینتو، یک یهودی با یک مسیحی یا آته ئیست و ... دور یک میز نشسته و به اسپرانتو با همدیگر گفتگو میکنند و همچون اعضای یک خانواده به تعامل میپردازند.
8- یک دلیل دیگر مبنی بر مشکوک بودنشان این است که، اسپرانتو زبان ملی هیچ کشوری نیست اما اسپرانتودانها تقریبا در سراسر جهان پراکنده هستند و روز به روز بر تعداد کاربران آن افزوده میشود. من خود چند روز پیش در اینترنت یک جستجوی مختصری کردم و باور کند نتیجهی جستجو خیلی مشکوک و سردردآور بود. اینهمه اطلاعات در موضوعات مختلف به این زبان. این همه اطلاعات از کجا آمدهاند؟ پس چرا ما خبر نداشتیم اگر مشکوک نیستند؟
من آنچه شرط بلاغت بود گفتم تا لااقل در پیشگاه آیندگان روسیاه نباشم و نگویند که در این سرزمین آریایی- اسلامی و ایرانی کسی این خطر بالقوه را پیشبینی نکرد و نگفت، حال خود دانید. از حق نگذریم با توجه به مشکوک بودنم به این قضیه تصمیم گرفتهام یواشکی خودآموز این زبان را بگیرم (آخه میگن این زبان اینقدر آسونه که با یه کتاب خودآموز هم میشه بهش مسلط شد) و بخوانم و ببینم این حرفهای پایان ناپذیری که اینها با هم میزنند چی هست و به هم چه میگویند شاید بیشتر بتوانم نیمهی پنهانشان را آشکارتر کنم.