http://www.mojnews.com/news_full_story.asp?nId=75235
به گزارش موج ، دانشمندان و سياستمداران از ديرباز در پي دستيابي يا تعيين زباني بودهاند كه همگان بخواهند و بتوانند يا مجبور باشند آن را بياموزند و در كنار زبان مادريشان آن را بفهمند. يكي از اين دانشمندان كاشف زبان اسپرانتو است.
از آنجا كه يكي از سازههاي اصلي نفوذ و قدرت خلقها و سياستگذاران آنها زبان است، تعيين يا كشف و اختراع يك زبان واحد براي سراسر جهان، هنوز هم انجام آسان و خوشي پيدا نكرده است. براي نمونه در نشستهاي رسمي اتحاديهي اروپا بخشهاي رسمي گفته و نوشته شده بايد به ۲۰ زبان ترجمه شوند، در حالي كه همهي اعضاي اين مجمع بر روي چهار زبان رسمي، توافق كردهاند. يك زبان واحد جهاني ميتوانست نه تنها در كار صرفهجويي اقتصادي سودمند باشد بلكه از دستآوردهاي بزرگ فرهنگي نوع بشر به شمار ميآمد.
لودويگ لازاروس زامنهوف Zamenhof چشمپزشك و زبانشناس لهستاني تمام عمر خود را وقف چنين هدفي كرد. زامنهوف يهوديتبار بود و با همتبارانش كه مثل هميشه از كشورها و خلقهاي گوناگوني بودند، پيوسته در فكر ايجاد زباني يگانه، براي همگان تلاش ميكرد. پدرش زبانآموز زبانهاي فرانسوي و آلماني بود و كتابهايي هم در اين زمينه منتشر ميكرد. زامنهوف جدايي و دشمني ملتها و خلقها را در سوء تفاهمهاي زباني ميديد و ميپنداشت كه با ايجاد يك زبان واحد ميتوان اين بديها را از ميان برد. بدين ترتيب او در كنار درمان بيماران خود به فكر ايجاد زباني افتاد كه هركس بتواند با كمترين تقلا و در سريعترين مدت آن را بياموزد.
زباني كه كمترين استثناهاي دستوري را داشته باشد و واژههاي آن از زبانهاي موجود گرفته شده باشند. زباني كه از چنان امكان و تواني برخوردار باشد كه كاربران آن خود بتوانند براي آن واژههاي نو بسازند و همگان از روي قاعدههاي آن، واژههاي نو را بفهمند و به كار ببرند. بدين ترتيب زامنهوف در سال ۱۸۸۷ كتابچهي معرفي و آموزش زبان تازه را با نام مستعار دكتر اسپرانتو يعني اميد، منتشر كرد. زباني كه تنها ۱۶ قاعدهي دستوري دارد و تا كنون با ۸ هزار واژهي ريشهاي حدود ۸۰ هزار كلمه را دربر ميگيرد.
بعدها همان نام مستعار به زبان زامنهوف اطلاق شد. هنگامي كه او در سال ۱۹۱۷ در ۵۷ سالگي درگذشت، دخترش ليديا زامنهوف در آموزش و گسترش زبان اسپرانتو بسيار فعال شده بود و ميشود گفت ارث پدر را كاريتر از خود او در سراسر اروپا و آسيا معرفي ميكرد. دو فرزند ديگر زامنهوف نيز در گسترش اسپرانتو بسيار فعال بودند. با ظهور فاشيسم بيشتر افراد خانوادهي زامنهوف كه نمونهي رشد تفاهم خلقها و ملتها بودند، كشته شدند. پس از سقوط فاشيسم بسياري باز به ايدههاي بشردوستانهي زامنهوف توجه كردند و اسپرانتو را تا ردهي زبانهاي معتبر جهان ارتقا و اعتلا دادند. از سال ۱۹۰۸ انجمن جهاني اسپرانتو تشكيل شده كه در ۱۰۰ كشور نماينده و فعال دارد و مركز آن در روتردام هلند است. آمارگران ، اسپرانتودانان را از تا ۱۰ ميليون نفر برآورد ميكنند.
هم اكنون چند فرستندهي راديويي و يك كانال تلويزيوني به زبان اسپرانتو برنامه پخش ميكنند. در ايالت سانمارينو در ايتاليا دانشگاهي هست كه از سراسر جهان براي تحصيل به زبان اسپرانتو دانشجو ميپذيرد. فورماجيو يكي از هزار نفري است كه زبان مادريش اسپرانتو است. در آغاز اين گفتگوي جالب فورماجيو به زبان اسپرانتو ميگويد: نام من اوا فورماجيو و اسپرانتو زبان مادري من است. مادر من مجاري است با من مجاري صحبت ميكرد. پدرم ايتاليايي است و با من به اين زبان حرف ميزد. پدر و مادرم زبان هم را نميدانستند و باهم اسپرانتو صحبت ميكردند.