زبان خطرناک!
در ارتباط با پست قبلی اینجا کتابی را معرفی میکنم تا ادعای بدون مدرکی نکرده باشم (دربارهی اعدام، شکنجه و تبعید اسپرانتودانان در کشورهای مختلف وبه ویژه در آلمان نازی و شوروی استالینیستی).
مشخصات کتاب:
La Danĝera Lingvo (Studo pri la persekutoj kontraŭ Esperanto)
زبان خطرناک(پژوهشی دربارهی پیگردها علیه اسپرانتو)
نویسنده: دکتر اولریخ لینز (Ulrich Lins)اسپرانتوشناس آلمانی و محقق برجستهی تاریخ زبان اسپرانتو
این کتاب که بالغ بر 560 صفحه میباشد به گونهای مستند به بررسی اقدامات حکومتی بر علیه اسپرانتو و اسپرانتودانان در کشورهای گوناگون پرداخته است. در ارزشمندی این کتاب همین بس که هیچ تحقیق دانشگاهی دربارهی زبان اسپرانتو و تاریخ آن یافت نمیشود، که بدان رفرنس داده نشده باشد.
این کتاب تحقیقی شامل اقدامات حکومتی علیه اسپرانتو تا جنگ جهانی دوم را میشود و خوشبختانه بعد از جنگ جهانی دوم از موج توطئه چینی علیه اسپرانتو و توطئهبینی دربارهی اسپرانتو به شدت کاسته شد و میتوان گفت هیچ مورد جدی در این باره پس از دههی 1950 مشاهده نشده است.
اگر از دیدگاه "دشمنشناسی اسپرانتو" بخواهیم به موضوع بنگریم، اسپرانتو 3 دشمن بزرگ داشته است: 1- فاشیستها 2-کمونیستها 3- صهیونیستها
خوشبختانه جهان امروز ما نه آن چیزی است که قبلا بوده است و حالا دیگر موضوع "دشمنی" به "دنیای گذشته" تعلق دارد. جنبش پویای زبان بینالمللی هوشمندتر از آن است که بخواهد برای خود "دشمنتراشی" کند.
کم نیستند کسانی که میپندارند "اسپرانتو تهدیدی علیه انگلیسی است" و یا "انگلیسیها نمیگذارند اسپرانتو پیشرفت کند". اما حقیقت این است که اینها فقط توهم است. اسپرانتو قرار نیست زبانی را تهدید کند، جانشین زبانی شود و ...
اسپرانتو به رشد منطقی خود در تمام ابعادی که لازمهی یک زبان جامع و پویاست ادامه میدهد و هیچکس هم نمیتواند جلوی رشد آن را بگیرد (همانطور که نمیتوان جلوی آمدن بهار را گرفت).
زبان بینالمللی یک نیاز است و اسپرانتو زبانی بینالمللی است. زبانی برای همه و هیچکس!
همگان حق دارند آن را بیاموزند و یا نیاموزند، همین!