جنبش اسپرانتو از نگاه بیرونی شاید به نظر یکدست برسد اما واقعیت این است که میتوان آن را به دو جناح بزرگ سنتی و نوین تقسیم بندی کرد.
جناح سنتی: این جناح شامل تمام سازمانها و انجمنهای قدیمی است که از بدو پیدایش اسپرانتو شکل گرفتهاند و هدف آنها "گسترش و فراگیری" اسپرانتو است. در یک جمله میتوان گفت که "سنتیها" کمٌیگرا هستند و هدفشان تبلیغ برای فراگیری اسپرانتو بهعنوان زبانِ میانجی در ارتباطات بینالمللی است. جناح سنتی در واقع آرمانگرا، دورنگر و دوراندیش است.
جناح نوین: تاریخ پیدایش این جریان به طور رسمی به سال 1980 (1361 خ) برمیگردد، در آن سال کنگرهی جهانی جوانان اسپرانتودان در شهر فنلاندی رائوم برگزار شد، برگزارکنندگان کنگره، بیانیهای را منتشر کردند و در آن بیانیه اعلام نمودند که آنها اسپرانتو را نه برای آنکه امید است که "شاید" روزی زبان میانجی در مراودات بینالملی شود میآموزند، بلکه دقیقا به خاطر آنکه "هم اکنون" اسپرانتو آنقدر به بلوغ فرهنگی، ارزشهای معنوی و پویایی رسیده است که مجموعهی آنها ارزشِ یادگیری اسپرانتو برای هر مشتاقی جذاب میکند... .
با انتشارِ "بیانیهی رائوم" اینک پس از 25 سال میتوان حضور قدرتمند این نحلهی فکری را که "کیفیگرا" و نه کمٌیگراست، در جنش اسپرانتو و جریانهای فرهنگیِ درونِ آن مشاهده کرد. پایگاه فرهنگی جریان رائومایسم در شهر "لافوشه" سویس بهنامِ "مرکز فرهنگی اسپرانتو" قرار دارد. مجلهی معروف "ههرولدو دِ اسپرانتو" (سروش اسپرانتو) – که از قدیمیترین مطبوعات اسپرانتو محسوب میشود- از سال 1998 به ارگان غیر رسمیِ آن تبدیل شده است و انجمن قلم اسپرانتو تقریبا در تصرف رائومایستها قرار دارد.
...
منظور از این نوشتهی کوتاه، گزارشی کوتاه دربارهی جریانهای عمدهی درونی جنبش اسپرانتو است و نشان دادن این که رقابتها و جدلهای اندیشهای درونی نه تنها نامطلوب نیست بلکه باعث پویایی و بالندگی است. امیدوارم علاقهمندان به مبحث مطالب مفصل دربارهی جریانات فرهنگیِ درونیِ اسپرانتو را با مراجعه به منابع اسپرانتویی دنبال کنند و در این زمینه کتاب "زبان و مردم" نوشتهی پرفسور همفری تونکین – که در انجمن اسپرانتوی ایران قابل دریافت است- بسیار مفید میباشد.